طرح بازسازی غزه که به تازگی توسط ایالات متحده معرفی شد، وعده ساخت آسمانخراشها، شهرکهای ساحلی و مراکز صنعتی را میدهد. این برنامه نیازمند دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و سالها زمان در منطقهای جنگزده و پرتنش است. اما پرسش اصلی این است؛ آیا این طرح واقعاً به نفع مردم غزه است یا صرفاً بازنمایی جاهطلبیهای سیاسی و مالی دونالد ترامپ و نزدیکانش؟
وعده توسعه اقتصادی بدون مشارکت فلسطینیها، نقض اصول مشروعیت و خودمختاری است. این طرح بیش از آنکه مسیر صلح باشد، شبیه یک پروژه «امپریالیستی» به نظر میرسد که توسعه را به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت و منافع شخصی تبدیل کرده است.
بازسازی از بالا؛ توسعه بدون مردم
طرح ترامپ برای غزه به سبک کلاسیک توسعه «از بالا به پایین» طراحی شده است. اردوگاههای پناهندگان تخریب شده و جای آنها با مراکز ساحلی و صنعتی جایگزین میشود. بند ۱۱ برنامه ۲۰ مادهای ترامپ پیشبینی میکند که غزه به «منطقه ویژه اقتصادی» تبدیل شود و تعرفهها و دسترسیهای تجاری آن با کشورهای مشارکتکننده مذاکره شود.
این مدل بازسازی، بدون هیچ مشارکت واقعی محلی، یادآور پروژههای استعماری قرن ۱۹ و ۲۰ است که بومیان برای منافع قدرت مرکزی جابهجا میشدند. پیشنهاد ترامپ برای «خارج کردن دائمی فلسطینیها» از غزه، بازسازی را بیش از آنکه برنامهای انسانی نشان دهد، به طرحی شبیه پاکسازی قومی و مستعمراتی تبدیل کرده است.
حتی اگر کمیته فلسطینی پیشبینیشده به فرآیند توسعه اضافه شود، نقش آن محدود و وابسته به هیئت صلح ترامپ است و نمیتواند مشروعیت واقعی یا نمایندگی مردم را تضمین کند.
منافع شخصی و تضاد اخلاقی
طرح بازسازی غزه همزمان با منافع شخصی ترامپ و خانوادهاش همخوانی دارد. ترامپ و دامادش جرد کوشنر سابقه سرمایهگذاری در املاک و پروژههای سودآور دارند و این امکان وجود دارد که بازسازی غزه به منبع ثروت آنها تبدیل شود. چنین تضاد منافع آشکاری، مشروعیت سیاسی طرح را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که این برنامه بیشتر یک پروژه مالی و سیاسی است تا راهکاری واقعی برای حل بحران انسانی.
واقعیتهای میدانی؛ جنگ، امنیت و مقاومت
غزه همچنان در شرایط جنگزده و تحت محاصره است و تجربه بازسازی عراق و افغانستان نشان میدهد که پروژههای توسعهای با سرمایه خارجی در مناطق پرخطر اغلب شکست میخورند. اجرای چنین طرحی بدون تضمین امنیت، ثبات سیاسی و پایان واقعی اشغال، عملی نیست و احتمال شعلهور شدن مجدد خشونت بسیار بالا است.
توسعه اقتصادی بدون حل سیاسی جامع، محکوم به شکست است. مردم غزه نباید احساس کنند که توسعه صرفاً ابزار دیگری برای مشروعیتبخشی به اشغالگران و منافع خارجی است. بدون مشارکت واقعی و کنترل مردم بر سرنوشت خود، هر گونه بازسازی، تنها فریب است.
چالش اسرائیلی و معضلات صلح
هر طرح بازسازی در غزه مستلزم تعامل با اسرائیل است. امنیت اسرائیل و غزه به هم وابستهاند، اما مواضع سختگیرانه نتانیاهو و همپیمانانش، از جمله مخالفت با دولت فلسطین و الحاق بخشهایی از سرزمین، نشان میدهد که حتی اگر پروژه اقتصادی اجرا شود، صلح پایدار در کوتاهمدت دستیافتنی نیست.
طرح ترامپ، با تأکید بر توسعه اقتصادی پیش از حل سیاسی، خطر ایجاد یک صلح ظاهری یا نابرابر را دارد، که در آن فلسطینیها صرفاً به منابع مالی دسترسی پیدا میکنند، بدون اینکه امنیت، حقوق یا مشروعیت سیاسی خود را بازیابند.
لزوم بازنگری؛ صلح واقعی با مشارکت فلسطینیان
برای موفقیت هر برنامه بازسازی، مردم غزه باید امنیت و کنترل بر سرنوشت خود را تجربه کنند و از توسعه واقعی بهرهمند شوند. بدون این مولفهها، هرگونه پروژه اقتصادی صرفاً ابزار قدرت و نمایش سیاسی خواهد بود.
تحلیلگران هشدار میدهند که بازسازی غزه بدون مشارکت مردم و حل سیاسی جامع، نه تنها به صلح کمکی نمیکند، بلکه میتواند مقاومت و نارضایتی را تشدید کرده و منطقه را به نقطه بحرانی جدید تبدیل کند.
پروژهای با اولویتهای غلط
طرح ترامپ برای بازسازی غزه بیش از آنکه راهبردی برای صلح باشد، مجموعهای از جاهطلبیهای شخصی، نمایش سیاسی و سرمایهگذاری اقتصادی در منطقهای جنگزده است. تمرکز بر آسمانخراشها و مناطق ویژه اقتصادی، بدون توجه به حقوق، امنیت و مشارکت مردم، این برنامه را از منظر انسانی و سیاسی غیرقابل دفاع کرده است.
تا زمانی که مردم غزه در فرآیند تصمیمگیری دخیل نباشند و کنترل واقعی بر سرنوشت خود نداشته باشند، هرگونه بازسازی اقتصادی تنها جلوهای فریبنده خواهد بود، نه صلح پایدار. توسعه اقتصادی، امنیت و عدالت سیاسی باید همزمان محقق شوند تا این سرزمین جنگزده به مسیر بازسازی واقعی و انسانی بازگردد.




نظر شما